گذشت از عمرم دگر ثانیه ای
تیک تاک
او مرد ، سه تولد رخ داد
تیک تاک
مرگ آمد و برد امانت ها نزد خدا
تیک تاک
مرا به خاطر بسپار و در پی آزارم مباش
تیک تاک
شاید در تیک بعدی که به تاک نینجامیده من دگر اینجا نباشم .... !!!
علمی طنز خودمونی جک
گذشت از عمرم دگر ثانیه ای
تیک تاک
او مرد ، سه تولد رخ داد
تیک تاک
مرگ آمد و برد امانت ها نزد خدا
تیک تاک
مرا به خاطر بسپار و در پی آزارم مباش
تیک تاک
شاید در تیک بعدی که به تاک نینجامیده من دگر اینجا نباشم .... !!!
آدم خوشبین شخصی است که صبح از خواب برمی خیزد ، بسوی پنجره می رود ومی گوید:" صبح بخیر ای پروردگار "
دل من تـنها بـود ،
دل من هرزه نـبـود ...
دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا
به کجا ؟!
معـلـوم است ، به در خانه تو !
دل من عادت داشـت ،
که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری
که تو هر روز آن را به کناری بزنی ...
دل من ساکن دیوار و دری ،
که تو هر روز از آن می گـذری .
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه یک باغـچه بـود
که تو هر روز به آن می نگری
راستی ، دل من را دیـدی ...؟
که تا اخرین قطره باران صبرکنند.
1. محمدرضا گلزارِ بزك كرده(يك عدد كامل)
2. مهناز افشار و الناز شاكردوست به ميزان كافي
3. نيروي آموزش ديده براي دست و پا زدن در پشت صحنه
4.تجهيزات اعم از دوربين، نور، صدا، حركت!
روش تهيه:
قبل از شروع- محمدرضا گلزار را در اتاق گريم خوب ورز ميدهيم. كمي بهاش پياز ميماليم و مياندازيمش جلوي دوربين(در اينجا خانمها و آقايان وبلاگنويس دقت داشته باشند كه ميزان پياز ماليده شده بايد به حدي باشد كه اشك از چشمان گلزار جاري شود. او شكست عشقي خورده و علت اين شكست و ضربه سنگين روحي به او خانواد دختر مورد علاقه او بوده است. اگر فرد مونثِ طرفدار گلزار كه در حال تماشاي فيلم است با گلزار احساس همذات پنداري پيدا كرد و با خودش گفت: آخي بميرم، اگه من به جاي دختره بودم خانوادم از خداشون هم بود! مشخص ميشود كه ميزان پياز ماليده شده بسيار خوب بوده و به مرحله بعد ميرويم)
حدود 10 دقيقه ميگذاريم تا گلزار با شعله ملايم جلوي دوربين حسابي جا بيافتد. سپس مهناز افشار را با مقدار متنابهي ناز و عشوه و كرشمه- درسته به محمدرضاگلزار اضافه ميكنيم، شعله زير گاز را زياد ميكنيم كمي نمك و فلفل ميزنيم و اين مغلمه را تا زماني كه ببننده دچار غش و ضعف شود هَم ميزنيم. شعله زير گاز را كم ميكنيم و الناز شاكردوست را به آرامي اضافه ميكنيم و در همين حال به هم زدن ادامه ميدهيم تا الناز شاكردوست حسابي با مواد قبلي مخلوط شود. ديگر تقريباً آماده است. جهت تزئين ميتوانيد از حسام نواب صفوي و حميد گودرزي بر حسب سليقه استفاده كنيد. نوش جانتان!
3- شلوار گشاد 4- لباس تمام دکمه دار 5- روزي يه بار حمام 6- دستها هميشه تميز
مرد مجرد : 1- شکم صاف 2- شلوار تنگ 3- تي شرت 4- کلش فرقي نمي کنه 5-
حموم چيه 6- دست کدومه
سلام
این مطلبو قبلا تو وبلاگ گذاشته بودم ولی به علت درخواست بعضی دوستان دوباره میذارم.
يك بازرگان موفق و ثروتمند ،از یک ماهي گير شاد که در روستایی در مکزیک زندگی می کرد و هرروز تعدادکمی ماهی صید می کرد و می فروخت پرسيد : چقدر طول می كشد تا چند تا ماهي بگیری ؟
ماهي گير پاسخ داد: : مدت خيلي كمي
بازرگان گفت : چرا وقت بیشتری نمی گذاری تا تعداد بیشتری ماهی صید کنی؟
پاسخ شنید: چون همين تعداد براي سير كردن خانواده ام كافي است .
بازرگان متعجب پرسید : پس بقيه وقتت را چيكار مي كني؟
ماهي گير جواب داد: با بچه ها یم گپ می زنم . با آن ها بازي ميكنم . با دوستانم گيتار می زنم .
بازرگان به او گفت : اگر تعداد بیشتری ماهی بگیری مي تواني با پولش قايق بزرگتري بخري و با درآمد آن
قايق های دیگری خریداری کنی آن وقت تعداد زیادی قايق براي ماهيگيري خواهی داشت .
بعد شرکتی تاسیس می کنی و اين دهكده كوچك را ترك مي كني و به مكزيكوسيتي می روی و
بعدها به نيويورك وبه مرور آدم مهمی می شوی .
ماهي گير پرسید : اين كار چه مدتی طول مي كشد و پاسخ شنید : حدودا بيست سال .
و بازرگان ادامه داد: در يك موقعيت مناسب سهام شركتت را به قيمت بالا ميفروشي و اين كار ميليون ها دلار نصیبت می کند.
ماهي گير پرسید : بعد چه اتفاقی می افتد ؟
بازرگان حواب داد : بعد زمان باز نشستگیت فرا می رسد . به یک دهكده ي ساحلي می روی برای تفریح ماهی گیری میکنی . زمان بیشتری با همسر وخانواده ات می گذرانی و با دوستانت گيتار می زني و خوش میگذراني.
ماهی گیر با تعجب به بازرگان نگاه کرد
اما آیا بازرگان معنای نگاه ماهی گیر را فهمید؟؟
دختری کنجکاو میپرسید: ایها الناس عشق یعنی چه؟
دختری گفت: اولش رویا آخرش بازی است و بازیچه
مادرش گفت: عشق یعنی رنج پینه و زخم و تاول کف دست
پدرش گفت: بچه ساکت باش بی ادب! این به تو نیامده است
رهروی گفت: کوچه ای بن بست
سالکی گفت: راه پر خم و پیچ
در کلاس سخن معلم گفت: عین و شین است و قاف، دیگر هیچ
دلبری گفت: شوخی لوسی است
تاجری گفت: عشق کیلو چند؟
مفلسی گفت: عشق پر کردن شکم خالی زن و فرزند
شاعری گفت: یک کمی احساس مثل احساس گل به پروانه
عاشقی گفت: خانمان سوز است بار سنگین عشق بر شانه
شیخ گفتا: گناه بی بخشش
واعظی گفت: واژه بی معناست
زاهدی گفت: طوق شیطان است
واعظی گفت: واژه بی معناست
زاهدی گفت: طوق شیطان است
محتسب گفت: منکر عظماست
قاضی شهر گفت: عشق را فرمود حد هشتاد تازیانه به پشت
جاهلی گفت: عشق را عشق است
پهلوان گفت: جنگ آهن و مشت
رهگذر گفت: طبل تو خالی است یعنی آهنگ آن ز دور خوش است
دیگری گفت: از آن بپرهیزید یعنی از دور کن بر آتش دست
چون که بالا گرفت بحث و جدل توی آن قیل و قال من دیدم
طفل معصوم با خودش می گفت: من فقط یک سوال پرسیدم!